عباس قديانى
833
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
سياهپوش خود را با گرد آتشزا به آتش زدن مغازهها ، سوزاندن كتابخانهها و اتومبيلها واداشت تا قيام ملى و اسلامى 15 خرداد را آشوبى ارتجاعى و غيرانسانى جلوه دهد ، ولى اين دروغى بود كه تنها خود بايد آن را باور مىكرد . فرماندار نظامى تهران به منظور سركوبى جنبش و خاموش ساختن آتش انقلابى كه تهران در آستانه اشتعال قرار داده بود حكومت نظامى اعلام كرد و از ساعت 8 بعد از ظهر منع عبور و مرور اعلام گرديد . در بيشتر ميدانها ، چهارراهها و مراكز حساس پايتخت قواى ارتش مستقر گرديد و در همان شب تعدادى از شخصيتهاى دينى و ملى و افراد سرشناس بازار دستگير و زندانى شدند و همچنين صدها دانشجو كه سرگرم شنيدن نطق عاشوراى امام خمينى بودند بازداشت و روانه زندان گرديدند . ولى علىرغم اين تدابير امنيتى و تداركات نظامى ، صبح روز 16 خرداد هزاران تن از مردم به پشتيبانى از رهبر محبوب خويش به خيابانها ريختند و با فرياد « يا مرگ يا خمينى » به سوى كاخ شاه يورش بردند . شاه كه مىپنداشت كشتار فجيع 15 خرداد ملت را مرعوب ساخته است با مشاهده حركت عظيم ملت در روز 16 خرداد فرمان « آتش به قصد كشت » را صادر كرد و ديرى نپاييد كه اجساد كشته شدگان در كوى و خيابان انباشته گرديد و جوى خون به راه افتاد . اگرچه مقاومت ضد رژيم ملت مبارز تا چند روز به طور پراكنده ادامه يافت ولى كوچكترين حركتها با شدت هرچه تمامتر سركوب گرديد . و بدين ترتيب بود كه شاه توانست خويش را براى مدتى ديگر از سقوط و نابودى حتمى برهاند . طبق تخمين ناظران تعداد كشتهشدگان قيام 15 خرداد در سراسر ايران به 15 هزار نفر رسيد . نهضت زيديان نهضت مختار به نهضت ابو مسلم كشيده شد . اما در اين فاصله ( قيام مختار تا ابو مسلم ) نهضتهاى مذهبى ديگرى چون قيام « زيد بن على » و « يحيى بن زيد » اتفاق افتاد . پس از شكست قيام مختار ، گروهى از ايرانيان به عنوان موالى و شيعه و برخى از خوارج نيز به زيد بن على پيوستند . دعوت زيد بن على ايرانيان را بيشتر با اصول اسلام آشنا ساخت . زيد مردم را به پيروى از كتاب و سنت و جهاد و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم دعوت مىكرد . وى در بين النهرين از جمله در كوفه ، بصره و مدائن طرفدارانى يافت و آوازهء دعوت او به گوش مردم رى و گرگان و خراسان رسيد . مردمان اين مناطق غيابا طرفدار او شدند و همه مستعد قيام بودند . تعقيب زيد و شهادت او به دست حكام بنى اميه خواست ايرانيان نبود ، اما طرفداران او كه اكثر ايرانى و ملىگرا بودند احساس مىكردند كه كسب استقلال ايران از حكومت اعراب به دست او عملى نيست و دفع حاكميت عرب و رسيدن به استقلال ملى را در توان او نمىديدند . ايرانيان پس از شهادت زيد ، خواستند كه به اولاد او خدمتى انجام دهند و از حمايت فرزندان زيد دست برنداشتند . يحيى بن زيد در اين زمان به ماوراء النهر آمد . و در شهرهاى بلخ ، نيشابور ، هرات و گرگان به تبليغ پرداخت . اين تبليغات زمينهء قيام ابو مسلم را فراهم نمود و بر تعداد ناراضيان بر ضد بنى اميه مىافزود . تا آنكه « سلم بن اعور » سردار بنى اميه براى تعقيب زيد به خراسان مأموريت يافت و نصر بن سيار حاكم خراسان نيز براى دستگيرى او فرمان بسيج عمومى داد .